تبلیغات اینترنتیclose
پیچک ( منیره حسینی )
پیچک ( منیره حسینی )
شعر و ادب پارسی

منیره حسینی



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 18 اسفند 1393 توسط سید مجتبی محمدی |


حق داري از حسادت بميري
و آرزوي رنگ آسمان را

به گور تاريکي ات بکشي
تو هم پرنده اي اما

قبول کن
کفتر چاهي تا ابد يک کفتر چاهي ست .

 

منيره حسيني

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار منیره حسینی -3, | بازديد : 114

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 18 اسفند 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


در خانه اي به اسم خودم
زنداني ام
در آيينه اي
که تا دست بر گلويم مي اندازد
با خودم مي جنگم
ناخن هايش
پوستم را چنگ مي کشند
تا رد لکه هاي خون...
يعني هنوز زنده ام !


منيره حسيني

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار منیره حسینی -3, | بازديد : 83

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 18 اسفند 1393 توسط سید مجتبی محمدی |


هر اتفاق بدي
از هر دست

هر کجاي زمين که بيفتد
دل من است که مي شکند

 


منيره حسيني

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار منیره حسینی -2 , | بازديد : 71

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 18 اسفند 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

اگر قرارباشد
اين شال
با عطر دست هاي زني ديگر
دور گردنت بپيچد

من چشم بافتن هيچ شال گردني را ندارم

 

منيره حسيني

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار منیره حسینی -2 , | بازديد : 58

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 18 اسفند 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


مي ترسم
امشب به خانه ام برسم

و او دست هايش را دور گردنم بيندازد
و بوي تو
هنوز در دهانم پيچيده باشد

 

منيره حسيني

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار منیره حسینی -2 , | بازديد : 57

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 18 اسفند 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


من
منيره
از پاي جوخه ي دار
محکوم به روزي هزار بار فرار
تمام حرف هاي کثيفي را که رفتگرها جمع کرده اند
گردن مي گيرم
پيش از آنکه طناب گردنم را بگيرد

من هيچ وقت شبيه هيچکس...
حتي شبيه خودم زندگي نکرده ام

و خودکشي سرشار از حدس و گمان هاست

 


منيره حسيني

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار منیره حسینی -2 , | بازديد : 81

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 18 اسفند 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

«با تمام وجود غمگينم »

 

حواست به مدل سرزمينت باشد
نکند از مداد آبي
بهانه ي آسمان بتراشي

آزادي
تنها پرنده اي ست
که در قفس نفس نمي کشد

 

منيره حسيني

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار منیره حسینی -2 , | بازديد : 84

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 17 اسفند 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


گاهي آنقدر سردم
که تمام رودهاي جهان
در چشم هايم يخ مي بندد
گاهي آنقدر گرم
كه حتي
پيش از آنكه بميرم
هر آتشي مي تواند از گور من بلند شود

هواشناسي در حال و هواي من سردرگم است
و نمي فهمد
تمام ابرها به فرمان منند
وخورشيد فقط جهت چشم هاي من مي چرخد


اين زن فکر مي کند
جهاني ست
كه سرد و گرم روزگار را چشيده است !

 

 

منيره حسيني

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار منیره حسینی -2 , | بازديد : 194

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 17 اسفند 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


امروز چندم است؟
که چشم هاي آسمانم آبي ست
اصلا شهر جور قشنگ تري شهر است
و لب بام ها
خنده ي پرندگاني ست
که به اوج خوشبختي فکر مي کنند

امروز جلد آغوش تو مي شوم؟


منيره حسيني

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار منیره حسینی -2 , | بازديد : 255

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 17 اسفند 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

آه من بسیار خوشبختم

 **

این زن همان زن است
که با دو فنجان چای،
با یک سبد سیب های دست نخورده
 خنده تعارفت می کرد
 

همان زن
که حالا ساعتی از کار افتاده است
و عقربه ی شعرهایش
به پای مرد دیگری نمی چرخد


بگو جای خالی ات را در کدام گوشه بگیرم
که خانه ، نبودنت را باور کند ؟
هرچه به در می گویم دهانت را ببند
چه حرف ها که به تو نمی زند !
-اين چراغ های مشکوک چرا
مرا متهم می کنند
درخانه ای روشن دروغ می گویم-
 

انگار تو دراین خانه ای و مجبورم    
 به اندازه ی یک عمر
 وانمود کنم
« آه من بسیار خوشبختم ».

 


منیره حسینی
http://www.ketabeshear.com/march8_13/monirehHoseini.htm

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار منیره حسینی -2 , | بازديد : 394

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 17 اسفند 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


 مزاحم

**

 روشن فکر تر از آن بودی
که وجدانت را با اشاره ای خاموش کنند
به شب نرسیده
روی تاریکی خانه ات
دلیلی روشن بپاش
  دوستت دارد
دوستش داشته باش -
 

 مزاحم زنگ می زند
من ...
حرفم را قطع می کنی
می پری وسط بریدگی لب هایم
با  
  خس
  خسی از حرفی خسته به سرفه می افتم
از    ته
  حنجره ام
 
   کناربرو
خس   ته   ام
- مزاحم زنگ می زند
می زند
زنگ
می زند
زنگ

می زند
می زند
می زند

 صدایم از زیر دست و پای این مرد بلند نمی شود  -

مزاحم زنگ می زند
زنگ می زند
زنگ می زند

 اگر پشت گوشی را دیدی
  صدای مرا  هم می شنوی-

 


منیره حسینی
http://www.ketabeshear.com/march8_13/monirehHoseini.htm

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار منیره حسینی -2 , | بازديد : 235

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 17 اسفند 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

آقای قاضی

 **

(مرد)- صبرکن
هنوز حرف هایی جا مانده دارم
که از سنگینی اش
چمدانت وا مانده است
(زن)- چیزی نگو
از آسمان چشم های تو
سنگ هم ببارد صبور می روم
مدت هاست آب ازسرِچشم های من گذشته است
دلم برای دختری می سوزد
که نمی دانست
خانه ی شوهر چه غربتی دارد
و حفاظ در
خط و نشان مرد دیگری را می کشد

- قصه ات را هیچکس باور نخواهد کرد
شایعات تو
جز در دهان خودت
در هیچ کوچه ای نمی پیچد


- شايعات من ؟
همین که خسته ام ؟
همین که با حکم های سرزمین تو بریده ام ؟
همين كه از سكوت ِ خودم ...
جیـــــــــــــــــــــــــغ
شایعات من !؟-


 = آقای قاضی

- آقای قاضی

مهرم حلال
جانم فدای سرزمین مادری ات
یکبار برای یک زن
حتی اگر
به شرط چاقو روی رگ هایش
حکم شیرینی ببرید.


منیره حسینی
http://www.ketabeshear.com/march8_13/monirehHoseini.htm

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار منیره حسینی -2 , | بازديد : 231