تبلیغات اینترنتیclose
آخرين روز تابستان يادهايي با من مي ميرند( منیره حسینی )
پیچک ( منیره حسینی )
شعر و ادب پارسی

منیره حسینی



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 18 اسفند 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


آخرين روز تابستان
يادهايي با من مي ميرند
تا اولين روز پاييز
بي ياد بودي به دنيا بيايم
و در مسير اين رفت و برگشت
خاطرم نيست ديگر
چند خاطره را کشته ام
خاطرم نيست اما
تا به اين خيابان ،اين جا ، اين جاده برخورد مي کنم
رد مي شود
يادرگي از زير تمام پوستم
انگار که يوسفي
از چاه يک زن بي حواس در آمده باشد
آشنايي از ذهنم در مي آيد

مشامم از عطر فروشي شهر بو مي برد
بوي پيراهن مردي
که در جاده ي «هستي ونيستي »از بين نرفته است
و اينجاست
که بودن يا نبودن
فقط به عشق بستگي دارد

امروز
تولد دوباره ي من است
و تنها کسي که به يادم باشد
تنها کسي ست که به يادم مانده است

 

 

منيره حسيني

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار منیره حسینی -5 , | بازديد : 120