تبلیغات اینترنتیclose
پیچک ( منیره حسینی )
شعر و ادب پارسی

منیره حسینی



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 اسفند 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


من به جنون خودم مشکوکم
که هربار بعد از اين همه شک
چگونه اين همه دوست ترت مي دارم

 

منيره حسيني

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار منیره حسینی -6, | بازديد : 65

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 اسفند 1393 توسط سید مجتبی محمدی |


هربار باران باريد
به من فکر کن
به زني که دريک هواي دونفره ،تنهاست

دارد آسمان بر سرم مي ريزد و
مي ترسم دست هاي تو
چتر باز آغوش ديگري شده باشد

 


منيره حسيني

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار منیره حسینی -6, | بازديد : 154

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 اسفند 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


درک کردن يک زن
کار سختي نيست !
فقط مـــــــــرد مي خواهد

 

منيره حسيني

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار منیره حسینی -5 , | بازديد : 190

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 اسفند 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


هر شب به تو فکر مي کنم
و تنهايي

اتفاق سنگيني ست
که در آغوشم مي افتد


منيره حسيني

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار منیره حسینی -5 , | بازديد : 249

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 اسفند 1393 توسط سید مجتبی محمدی |


صدايم را به درونم مي ريزم
شانه هايم اما آرام نمي شوند
نامرد نمي فهمد
ديوانه ها هم نياز به توجه دارند
عاشق مي شوند
واگرهرروز
چند دقيقه ديرتربه اتاقم بيايد
آنقدر بلند گريه مي كنم
كه دل هيچ پرستاري به خنديدنم قرص نشود

دكتر حال من بد است؟

دكتر حال من بداست
بداست
بداست
بداست
وفقط تزريق انگشتان توست
كه اگر زير پوستي هم اثر كند
آرام مي گيرم و
زيرجنون برگه اي را امضا نخواهم كرد.


منيره حسيني

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار منیره حسینی -5 , | بازديد : 95

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 اسفند 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


هر صبح
به اين سو و آن سو مي دود
تا تکه هاي خودش را پيدا کند
اما
تا هواي شمال به سرش مي زند
بادهاي موسمي
نطفه هاي باران را در جنوب پراکنده مي کنند
اما
تا طلوع
درميدان پنجره هاي شرق دور مي زند
با فرياد مي گويد : آزادي

تهران
آواره اي ست
که حتي دست و پايش را هم گم کرده است

 


منيره حسيني

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار منیره حسینی -5 , | بازديد : 141

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 اسفند 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


دلم که مي گيرد
باران مي بارد

و باران
چه هق هق زنانه اي دارد

 

منيره حسيني

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار منیره حسینی -5 , | بازديد : 212

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 اسفند 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

تمام روز
با فکر کسي راه مي روم

با فکر کسي مي خندم
با فکرکسي حرف مي زنم

و تمام روز يادم نمي آيد
کسي را

کجاي اين شهر گم کرده ام
( اين زن بي حواس ترين زن دنياست )

 


منيره حسيني

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار منیره حسینی -5 , | بازديد : 106

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 اسفند 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


چه فرق مي کند
چشم هايم
دريا باشد يا يک بغض !
ديگر
سرچشمه ي نگراني هايم تو نيستي

و رودخانه اي که در رگ هايت جريان مي گرفت
هرگز
هرگز
هرگز
در مسير دلتنگي هاي من سرازير نخواهد شد.

 

 

منيره حسيني

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار منیره حسینی -5 , | بازديد : 216

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 اسفند 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


ترسيدم
دست بردم توي آينه

دست هايم از کوير برگشتند
دست بردم توي صورتم

و گونه ها
غروب در غروب غمگين تر شدند

 

منيره حسيني

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار منیره حسینی -5 , | بازديد : 94

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 اسفند 1393 توسط سید مجتبی محمدی |


از خواب سنگين تو
هيچ چيز تكان نمي خورد

به گهواره ي زمين گفتم
من مادري شاعرم

و بي قرارترين زلزله ها
به خاطر تو آرام شدند.

 

منيره حسيني

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار منیره حسینی -5 , | بازديد : 198

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 اسفند 1393 توسط سید مجتبی محمدی |


آهاي زندگي
که در را به روي آغوش هايمان بسته اي

مرگ
تنها لولايي ست
که يک روز
استخوان هايمان را به هم چفت خواهد کرد

 

 

منيره حسيني

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار منیره حسینی -5 , | بازديد : 243